اسكندر بيگ تركمان

719

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ازدياد پذيرفت و حضرت اعلى از شمول عاطفت و بنده پرورى ميرزاده‌هاى گرجى را على قدر مراتبهم بتفقدات شاهانه و عطاياى پادشاهانه نواخته و مهمات ايشانرا بر وجه دلخواه ساخته همگى را خوشدل و شادمان روانهء اوطان گردانيدند و به جهت لوارصاب خان ديگر باره خلاع فاخره و تنسوقات وافره فرستاده بمواعيد دلپذير شاهانه اميدوار گردانيده و حكومت تفليس و كوتوالى قلعه بمحمد سلطان شمس الدينلو مشهور بدلو محمد تفويض يافته جمعى از تفنگچيان خاصه شريفه را تعيين فرمودند كه همراه محمد سلطان در آن قلعه بوده بمحارست قيام نمايند و اسباب [ 504 ] و اسلحه و يراق قلعه لورى و تومانوس مقرر شد كه جهة قلعهء ايروان نقل شود و چون خاطر انور از مهام آن صوب فراغت يافت مظفر و منصور لواى معاودت افراخته كوچ فرمودند و چون هميشه تسخير ولايت شيروان و قلعهء ايروان در ضمير الهام پذير رسوخ داشت رأى جهان آرا اقتضاى آن كرد كه متوجه سرحد ايروان گشته تعمير قلعهء آنجا بفرمايند و بعد از فراغ خاطر از آن امر هر گاه مشخص شود كه درين سال حركت لشكر روم بدين مرز و بوم واقع نخواهد شد و روميان شيروان از مدد و كومك مأيوس گردند عنان نصرت نشان بدانصوب انعطاف يافته در زمستان اين سال بتوفيق حضرت ذوالجلال بفتح و تسخير قلاع شيروان پردازند بدين عزيمت والاعنان فيروزى عيان از راه جبال اخست آباد كه راهى بود در نهايت صعوبت و از كثرت درخت و جنگل و بيشه آفتاب را مجال تابيدن به آن سرزمين نيست و نشيب و فرازش با صدق اين معنى افتاده : بيت كسى نديده فرازش مگر به چشم ضمير * كسى نرفته نشيبش مگر بپاى گمان ضيق طرق بمثابهء كه در اكثر جاها يك سوار به صد تشويش عبور مينمود متوجه شدند طبقات لشكر را به چند قسم منقسم فرموده هر روز يك گروه كوچ ميكردند . مجملا قريب بده روز تمامت سپاه منصور از آن راه عبور نموده در كوكجه دنكيز مجتمع گشتند . ديگرى از سوانح اين سال كه در هنگام فتح قلعهء گنجه بظهور پيوست كه امير ابوالولى انجو شيرازى بجهة خويشتن‌دارى و مسامحات كه از سلامت نفس و كم آزارى در ضبط و ربط وجوه شرعيه مينموده ملازمان بىاطلاع او جسارت و دليرى كرده در وجوه متعلقه بسركار حضرت امام الجن و الانس تصرفات كرده بودند از منصب عالى صدارت معزول گشته قاضى خان ولد ميرزا برهان كه از اجله سادات عظيم القدر سبعى حسنى قزوينى و از اقوام قاضى جهان وزير حضرت شاه جنت مكان بود بدين رتبه عالى سربلندى يافت و بعضى محال عراق كه معظم آن دار السلطنه اصفهان و يزد و قم و كاشان بود سرافراز نموده بمير جلال الدين حسن صلائى اصفهانى كه سيد فاضل صاحب سخن از سادات شهرستان اصفهان بود و آباء و اجداد عظامش هميشه در ايندودمان قدس نشان بمناصب عاليه اختصاص داشته‌اند تفويض يافت .